ميرزا محمد حيدر دوغلات

55

تاريخ رشيدى ( فارسي )

متوجه سالى سراى شد و حضرت صاحب‌قران خانه و ايل خود را از آب گذرانيده به يورت قديم فرستاد و به عزم استقبال اميرحسين سوار شد و در جلگاى بغلان « 1 » 147 اتفاق ملاقات افتاد و يكديگر را در كنار گرفته رسم « 2 » مراعات از جانبين به تقديم پيوست و از گذشته و آينده ، سخنها گفتند و در باب حال ، ماضى و مستقبل ، گهرها به الماس سخن سفته گشت « 3 » و رأى بر آن قرار گرفت كه اول بهار به اتفاق متوجه سمرقند شوند و حضرت صاحب‌قران به سعادت معاودت نمود و از جيحون گذشته و منازل طى كرده به قرشى نزول فرمود « 4 » . سبب اشتهار آن شهر به قرشى ، آن شد كه كبك « 5 » خان در دو « 6 » فرسخى نسف « 7 » و نخشب ، قصرى بنا نمود و مغول قصر را قرشى خوانند و آن حضرت فصل زمستان در آنجا توقف نموده به عمارت حصار قرشى فرمان داد و به فرّ دولت روزافزون ، هم در آن زمستان تمام شد . « 8 » بيت : « 9 » هرچه دلش خواست ، قضا راست « 10 » داشت « 11 » * دست روان تخم اميدى كه كاشت « 12 » گفتار در اختمام كار الياس خواجه‌خان ( 26 ر ) و آنچه بعد از وفات وى واقعه شده و « 13 » مخالفت و استيلاى امير قمر الدين در افواه مغول از الياس خواجه‌خان مذكور ، هيچ حكايت و روايت نيست و از تحرير ظفرنامه ، احوال او چنان معلوم مىشود كه بعد وفات توغلقتمورخان ، امر خانيت بر وى مقرر گشته « 14 » است « 15 » . مدت خانيت او از پس پدر و بعد از جنگ لاى و ظفر يافتن و محاصره سمرقند و مراجعت از جهت تلف شدن مراكب ، قليلى بوده است و آنچه مغول بعد از وفات توغلقتمورخان روايت مىكنند كه عنقريب مشرح خواهد شد ، غالب بعد از وفات الياس خواجه‌خان بوده باشد ، اللّه اعلم . اما وقايعى كه بعد از وفات توغلقتمور

--> ( 1 ) . نگ : بقلان . ( 2 ) . نت : را گرفته در كنار رسم . ( 3 ) . نگ : - و در باب . . . سفته گشت . ( 4 ) . نت : فرموده و . ( 5 ) . نگ : كپك . ( 6 ) . نگ : + و نيم . ( 7 ) . نت : نسب / نگ : - نسف . ( 8 ) . نگ : + فصل شانزدهم . ( 9 ) . نت : فرد . ( 10 ) . نت : دست . ( 11 ) . نت : داد . ( 12 ) . نگ : - بيت . . . كاشت . ( 13 ) . نت : - و . ( 14 ) . نت : گشت . ( 15 ) . نت : - است .